استاد مطهری - بهترین معلم

استاد مطهري معلمي بود كه روزگاري چند در برج طلعت اين نسل درخشيد و چون شمشيري داغ بي آنكه از خرق عادات و رسوم و خرافات عوام و خواص بهراسد , معضلات و شبهات را درهم نورديد.
استاد شهيد مرتضي مطهري يكي از بارزترين , موفق ترين و پيشروترين متفكران اسلامي در عصر جديد است كه در گستردگي فكر , درك زمان , شناخت مسائل فكري , توجه به واقعيات و آشنايي با مباني ديني سرآمد هم عصران خويش بود.
او توانست عمر پربركت خود را در راه شناخت عميق اسلام و شناساندن اين مكتب حيات بخش از زواياي مختلف به شيفتگان علوم و معارف اسلامي و مبارزه سرسختانه با كجروي ها و انحرافات صرف نمايد. بدين جهت حق عظيمي بر مسلمانان به ويژه نسل انقلاب دارد و به حقيقت , الگويي وارسته و موفق براي نسل جستجوگر عصر ماست .
بدون شك استاد مطهري جايگاه ويژه اي در تاريخ معاصر ايران دارد , از آن جهت كه با اشراف خاصي كه بر شريعت اسلامي و اصول حاكم بر آن داشت , توانست ايمان ديني را به گونه اي ارائه كند كه از هر جهت پاسخگوي معضلات بشر عصر كنوني باشد.
گرچه جامعيت شخصيت استاد مطهري فراتر از آن است كه بتوان او را به راحتي شناخت و شناساندن او نيز آسان نخواهد بود , ولي چه بايد كرد كه دم فروبستن و لب تشنه از كنار اقيانوس شخصيت او گذشتن نيز كاري خردمندانه نيست , چرا كه روزگار ما به شناخت اسوه هايي چون شهيد مطهري به شدت نيازمند است .
اين مقاله در دو موضوع تقديم خوانندگان مي گردد. در بخشي از آن رمز موفقيت استاد مطهري در قالب بيان ويژگي هاي معنوي و شخصيتي و علمي و بخش ديگر در زمينه انديشه هاي ناب استاد در زمينه روشنفكري و آسيب شناسي ديني تبيين مي گردد.
در قلمرو پرورش توانايي ها و شايستگي هاي بشر , دو نوع مربي و معلم مورد نياز است كه اين استعدادها را بارور مي سازد. يكي معلم گفتار و بيان كه از طريق آموزش , درهاي معرفت و دانش را به روي انسان بگشايد و ديگري معلم الگو و اسوه كه رفتار و كردار او , راه و رسم زندگي را ترسيم كند و دست انسان را گرفته و به مراحل كمال برساند.
استاد مطهري هم استاد بيان و قلم بود و هم سرمشق زندگي از نظر رفتار . وي در دوازدهم جمادي الثاني سال 1338 هجري قمري مطابق با سيزدهم بهمن ماه سال 1299 شمسي در خانواده اي مذهبي به دنيا آمد. مادر استاد درباره عنايت الهي قبل از تولد او گفته است : « دوماه قبل از تولد مرتضي شبي در خواب ديدم محفلي نوراني است و تمام زنان محل در مسجد اجتماع كرده اند. ناگاه بانويي محترم وارد شد و دو زن نيز همراه او بودند كه بر اهل مسجد گلاب مي پاشيدند. چون نوبت به من رسيد به آنان فرمود : سه بار گلاب بپاشيد. از او دليل آن را جويا شدم . با خوشرويي پاسخ داد : به خاطر آن جنيني كه در رحم داري , چنين كاري لازم بود , زيرا او آينده اي درخشان خواهد داشت و به جامعه اسلامي خدمات عظيم و گسترده اي خواهد كرد . (1 )
استاد مطهري در طول عمر براي پدر و مادر احترام خاصي قائل بود. رهبر معظم انقلاب در اين خصوص مي فرمايد : « پدر ايشان (شهيد مطهري )جزو روحانيوني بود كه از جنبه معنوي و زهد و تقوا يك فرد ممتاز بود. استاد عميقا به پدرشان ارادت مي ورزيدند و احترام پدرش را در حد زياد و كم نظير نگه مي داشت . ايشان جلوي پدرش هرگز ـ من نديده بودم ـ شوخي كند. بارها اتفاق افتاده بود , در جلساتي كه در مشهد با آقاي مطهري داشتيم , پدر ايشان هم حضور داشت . ايشان در مقابل پدرشان به شدت مودب برخورد مي كرد و اين حاكي از اين بود كه عميقا براي پدرشان احترام قائل بودند . » (2 )
تاريخ زندگي علماي ما نشان داده است كه آنان بهترين رفتار و سلوك را با همسران و خانواده خويش داشته اند. شهيد مطهري چون قصد ازدواج داشت از دختر آيت الله روحاني در مشهد خواستگاري كرد. دختر آن عالم بزرگوار بعد از آن به عقد شهيد مطهري درآمد و بدينگونه ستاره سعادت بر بام زندگيش طلوع كرد.
شهيد مطهري با تشكيل خانواده به قم بازگشت و زندگي جديد را با شرايط سخت اقتصادي آغاز كرد. همسر آن حكيم فرزانه مي گويد : « استاد مطهري معنويتي از خود باقي گذاشت و رفت . تقواي شگفتي داشت . در مدت بيست و شش سالي كه با ايشان زندگي كردم . در تمام طول شبانه روز , نيم ساعت بي وضو نبود.
او هرگز از حوادث پروايي نداشت و در كارها به خدا توكل مي كرد. از غيبت و دروغ شديدا احتراز مي نمود. و در نظافت دقت كافي داشت و هميشه جمله اي را قرائت مي كرد و آن اين كه در همه حال بدانيد كه بنده خداييد و در كارها ناظر اعمالتان است و بازگشت شما به سوي اوست . »
همسر شهيد مطهري مي افزايد : « در مسائلي كه مربوط به بانوان مي شد با من مشورت مي كرد. بسيار مودب و فروتن بود. براي من همسري مهربان و براي فرزندانش پدري فداكار محسوب مي گشت و در بعضي مواقع در اثر شدت كار و فشار تلاش هاي فكري , اعتراف مي كرد خسته ام و سرم گيج مي رود. ولي با خوشرويي و قيافه اي بشاش به گفته ما گوش مي داد. و من و فرزندان را راهنمايي مي كرد. به حق مي توان گفت : او معلم زندگي ما بود. »
همسر شهيد مي گويد : « هميشه با حالت تواضع و آرامش با من رفتار مي كرد. با صدايي متين و چهره اي خندان به طوري كه با ارادت و عشق خاصي كار مي كرد و علاقه شديد ايشان به من و محبت هايي كه مي كرد مرا در انجام كارها رغبت و شوق عجيبي مي بخشيد.
مطهري مراد خانواده بود و افراد خانواده مريدش بودند. محيط خانه را چنان مساعد ساخته بود كه فرزندان , متقي پرورش يابند. تاثير رفتار پدر در فرزندان , آنها را راهيان راه پدر و سالكان طريق حق ساخته است . » (3 )
در برابر مشكلات , سخت بردبار بود و با دشوارترين مسايل به آساني برخورد مي كرد و با لبخندي مسرت آميز در مقابل مشكلات مي گفت : « چيزي نيست به زودي برطرف مي شود. »
ويژگيهاي معنوي
انسان مي تواند به وسيله كنترل غرائض خويش و مخالفت با هواي نفس به كمالات روحي دست يابد و از اخلاق انساني و اسلامي بهره مند گردد. بشر در اثر كمالات روحي مي تواند بسياري از مشكلات خود و ديگران را به آساني برطرف سازد. رهبر معظم انقلاب درباره استاد شهيد فرموده اند :
« مرحوم مطهري يك مرد اهل عبادت , تسويه , تزكيه اخلاق و روح بود . » (4 )
بسياري از توفيقات مرحوم مطهري بر اثر همين حالات بود كه بركات معنوي و آن حال توجه و عبادت و عرفان ايشان را موفق كرده بود. و اين جنبه در ابعاد شخصيتي استاد مطهري واقعا فصل بسيار شورانگيزي را مطرح مي كند.
شهيد مطهري در مدت 24 سالي كه در دانشگاه تهران تدريس داشت به دانشجويان توصيه مي كرد كه « دانشگاه به منزله مسجد است , سعي كنيد بدون وضو وارد دانشگاه نشويد. » ايشان به يكي از دانشجويان فرمود : « من هيچ وقت بدون وضو وارد كلاس نمي شوم . » (6 )
اخلاص
اخلاص به معناي پاك بودن رفتار و كردار است . انسان هاي خردمند جز با اخلاص به پرستش نمي ايستند و جز با نيت پاك به ستايش نمي نشينند.
شهيد مطهري درباره اخلاص مي فرمايد : « كار را براي خود كردن نفس پرستي است , كار براي خلق كردن بت پرستي است , كار براي خدا و براي خلق كردن شرك و دوگانه پرستي است , كار خود و كار خلق براي خدا كردن توحيد و خداپرستي است » (6 )
مساله اي كه در زندگي استاد مطهري وجود داشت اين بود كه هميشه مي خواست نامش مخفي باشد و اين دليلي بود بر خلوص نيت ايشان و دوربودن از ريا , چرا كه معتقد بود , كار بايد انجام شود , حال به اسم هركس , مهم هدف ماست كه بايد به آن برسيم . (7 )
توسل
توسل به اهل بيت كه انسان را به درگاه خداوند , بزرگ و آبرومند مي سازد , يكي از ويژگي هاي شهيد مطهري بود. استاد نه تنها به اهل بيت عشق مي ورزيد , بلكه عشق خويش را به ديگران را بر اين پايه استوار كرده بود.
يكي از دوستان شهيد مي گويد به او عرض كردم , چرا شما فوق العاده از علامه طباطبايي تجليل مي كنيد و به تعبير « روحي فداه » (جانم فدايش ) را در مورد ايشان بكار مي گيريد فرمود : « من فيلسوف و عارف بسيار ديده ام , ولي احترام من از ايشان به خاطر اين است كه او عاشق و دلباخته اهل بيت است . علامه در ماه رمضان پياده به حرم مشرف مي شد و روزه خود را با بوسه بر ضريح مقدس حضرت معصومه (س ) افطار مي كرد سپس به خانه مي رفت و غذا مي خورد. اين ويژگي علامه مرا به شدت شيفته ايشان نموده است . » (8 )
دعا
استاد مطهري با دعا و نيايش رابطه خاصي داشت و دعا در زندگي پربار استاد از موقعيت ويژه اي برخوردار بود. از جمله , او مقيد بود آخر روز جمعه دعا بخواند.
زماني به استاد خبر دادند يكي از دوستانش را به مدت ده سال به زندان محكوم كرده اند. استاد ناراحت شد و فرمود : برايم قرآن و مفاتيح بياوريد و آنگاه با توجه و معنويت خاص شروع به خواندن دعاي توسل كرد . (9 )
نماز
شهيد مطهري به تاسي از رهبران الهي , مقيد به نماز اول وقت بود و هيچ كاري در موقع نماز , براي ايشان به اندازه نماز به موقع اهميت نداشت .
ويژگي هاي شخصيتي
عزت نفس
عزت نفس كه به معناي شرافت و مناعت طبع است يكي از سرمايه هاي ارزشمند انسان مومن است . قرآن مجيد , عزت را از آن خدا , پيامبر(ص ) و مومنان مي داند . (10 )
از خصوصيات مهم شخصيتي استاد اين بود كه از روحيه اي بسيار قوي برخوردار بود. او نزد ارباب زر و زور , خضوع نمي كرد , و تا امكان داشت , اظهار حاجت نمي كرد و در جمع مال و ثروت دنيا حريص نبود.
گاهي مي گفت : « من براي جمع كردن ثروت , فرصت هايي را از دست داده ام كه شايد در نظر ديگران به يك نوع ديوانگي و جنون شبيه تر بوده است . » (11 )
نظم
نظم و برنامه داشتن , سامان دهنده زندگي و وسيله اي موثر براي رسيدن به اهداف بزرگ است , به گونه اي كه رمز موفقيت مردان بزرگ به شمار مي رود. از نكات بسيار آموزنده اي كه در زندگي استاد وجود داشت , نظم در امور فردي و اجتماعي ايشان بود. او مي خواست از لحظه لحظه عمر , بهترين استفاده را ببرد.
ايشان , ديگران را نيز به ويژه در محيط هاي علمي و دانشگاهي تشويق به برگزاري نماز اول وقت مي كرد.

کتابخانه مطهر؛ نخستین نرم افزار موبایل کتب استاد مطهری

-متن کامل 107 جلد از آثار شهید مطهری
- کتاب صوتی داستان راستان
- فایل صوتی 567 سخنرانی استاد (برای دانلود و پخش)
-قابل نصب بر روی گوشی‌های موبایل اندروید 4 به بالا
-قفسه‌بندی مجازی کتب استاد مطهری (همراه با تصویر جلد کتاب‌ها)
-صفحه‌بندی کامل کتب به منظور مطالعۀ آسان در گوشی موبایل
-تطبیق شمارۀ صفحات کتاب‌ها با آخرین نسخۀ چاپی آنها
- امکان یادداشت برداری، کپی کردن و اشتراک گذاری متن کتاب ها
- ابزار پرش به کتاب و شمارۀ صفحۀ دلخواه
- جستجو در عنوان کتاب ها، متن کتاب ها و فهرست کتاب ها
-امکان تغییر رنگ و اندازۀ فونت
-ذخيرۀ ليست آخرین کتب خوانده شده برای دسترسی سریع کاربر برای ادامۀ مطالعه

دانلود

نرم افزار مجموعه کتب شهید مطهری (ره)

نرم افزار کتب جامع شهید مطهری (ره) شامل ۶۰ جلد کتاب در  دو قالب نصبی و قابل حمل  برای سیستم عامل های  ویندوز (کامپیوتر )

با ذکر صلوات دنلود کنید

دل نوشته هايي در شهادت استاد علامه مطهري رحمه الله عليه

سخن از عاشقي است که سينه اش، منزل اشراق نور حق بود

مهدي خليليان
سخن از عشق است؛ از پرواز با بال شقايق، در حريم دشت هاي پر آلاله، و از غريبانه نشستن در معبد عشق، و در انتظار بازتاب راز، ماندن ... .
سخن از عشق است و از عاشق که بال و پري شکسته، بازمانده از پرواز، به اميد اعجاز عشق، پروانه وش به گرد جمال يار مي سوزد، تا گره از کار دل، باز کرده، چشم احساسش از عشق يار، بينا گردد.
سخن از عاشقي است که پهن دشت سينه اش، منزل اشراق انوارحق بود و فضاي درونش از شبنم مهر محبوب، لبريز . همو که خواب مرداب ها را آشفت و هماره نوشت و نوشت و گفت. دفترش سرشار بود از: آفتاب، ستاره عشق، شوق، درد، اميد و سطرهاي سپيد. دلي داشت سربلند و سري سر به زير که بر سري چند، سايه مي گسترد، گل مي داد، بر مي آورد.

انسان کامل

مطهري، شيفته خاندان «وحي و نبوت» و مظهر «جاذبه و دافعه علي» بود و «الگوي سيماي انسان در قرآن.»
او «هدف زندگي» را، چيزي جز «تکامل اجتماعي انسان» و رسيدن به «زندگاني جاويدان با حيات اخروي» نمي دانست . فريادهاي او بر «تحريف هاي عاشورا» نشان دهنده آشنايي عميقش با «حماسه حسيني» «ختم نبوت» و برداشت هاي صحيحش از «قرآن و تاريخ» بود . او ضمن تفسير بسياري از «سوره هاي قرآن» به «جهاد» با نفس پرداخت و «سيري در نهج البلاغه» را آغاز کرد تا با استفاده از «امدادهاي غيبي در زندگي بشر» به مقام «انسان کامل» دست يابد. وي معتقد بود: «خورشيد دين هرگز غروب نمي کند» و تنها در پرتو «آشنايي با قرآن» و آشنايي با علوم اسلامي» مي توان به «جهان بيني توحيدي» و «ديدگاه توحيدي» (1) دست يافت.

از نگاه ديگران

روحي بزرگ داشت؛ از همان گاه که بسيار «کوچک» بود، «بزرگ» مي نمود. در سه سالگي، کتي بر شانه هايش مي انداخت و در اتاقي خلوت که کسي او را نمي ديد! - در حالي که آستين هاي کتش به زمين مي رسيد - نماز مي خواند . (2)
«مطهري از دور، به «منطق» شبيه بود (خيلي آهنين)، از ميانه راه به «فلسفه» و «حکمت» شبيه مي شد و اما از نزديک، عين «عرفان» بود. (3)
«مرد بسيار دقيق و ظريفي بود و به شدت، تحت تأثير هيجانات عرفاني و معنوي قرار داشت. با ديوان حافظ و اشعار عرفاني، مأنوس بود ... تصور مي کنم اين طور بود که هر شب ... تا مقداري قرآن نمي خواند، نمي خوابيد». (4)
او را، همه گفتند و خواهند گفت؛ که نه تنها «ده گفتار» (5) و «بيست گفتار» (6) بلکه:
«آثار قلم و زبان او - بي استثنا - آموزنده و روان بخش است و نصايح او که از قلبي سرشار از ايمان و عقيده نشأت مي گرفت، براي عارف و عامي، سودمند و فرح زا است». (7)

نامش هرگز فراموش نمي شود

... و آن گاه که دشمنان،بر وي هجوم مي آوردند و کار را بر او سخت مي کردند، به امدادهاي الهي، اميدوار بود . استقلال شخصيت، گريز از مريد پروري و شهرت، پرهيز شديد از دروغ و غيبت، اهل صفا و صميميت، مبارزه با کج روي و بدعت، روح تعبد و تقيد به کتاب خدا و عترت، تلاش دردمندانه براي هدايت و ... در وجودش موج مي زد و نامش از صحيفه تاريخ و جريده جاودان معارف اسلام، هرگز فراموش نمي شود.

پيام هاي کوتاه

- دفترش، سرشار بود از: آفتاب، ستاره، عشق، شوق، درد، اميد و سطرهاي سپيد.
- دلي داشت سربلند و سري به زير که سري به چند، سايه مي گسترد. گل مي داد، بر مي آورد.
- مطهري رحمه الله، خواب مرداب ها را مي آشفت و هماره مي نوشت و مي نوشت و مي گفت.

استاد مطهري را از عشقي که به حقيقت داشت، مي شناسيم

محبوبه زارع
خلود، تقدير روشني است که جز بر صحيفه وسعت يافتگان، رقم نخواهد خورد.
مي شناسيمش؛ نه از نام سبزي که در عرصه ابلاغ و تبليغ و شکوه به جا گذاشته؛ نه فقط از نسيم روح انگيزي که صفحات داستان راستانش را نوازش مي دهد؛ نه فقط با انديشه اي تابناک که «آزادي معنوي» را تفسير مي کند؛ نه از شفايتي که بر «سيره ائمه اطهار عليهم السلام» رقم مي زند؛ نه فقط در «فلسفه حجاب» و نه در هيچ يک از واژه هايي که قلم تابناک استاد را به اذهان باير زمان، رويش مي دهد.
مي شناسيمش؛ فقط از عشقي که به حقيقت در وجودش مشعشع بود و تلالؤ داشت .

فرهنگ مطهري

آرام بود و بي ادعا که خاصيت کوه، همين است . درست مثل باراني است که حرمت بيابان را پاس مي دارد و به شن هاي
گر گرفته صحرا، اخم نمي کند . مظهر اخلاق بود و جريان دهنده شکوه اهل بيت در بستر خويش . بي جهت نيست اگر رمز تطهير قلم را در فرهنگ مطهري بجوييم .

اولين اصل عاشقي

بيداري، اولين و مستحکم ترين اصل عاشقي اش بود و رساترين فريادي که از حنجره توفاني او؛ جان زمانه را طنين مي داد . رمز حيات را بيداري مي دانست و رمز بيداري را عشق.

سلام بر او که...!

چه کسي گفته با يک انفجار در عالم ماده، مي توان دانشمندي را از ملتي گرفت؟!
اين شايعه اي بيش نيست که با ذره ذره کردن جسمي، مي شود شهيد ساخت . استاد، از روز قلم به دست گرفتن، شهيد شده بود و از لحظه شهادتش، جاودانگي يافت.
سلام بر او که مرز اتصال دهنده اش تا خدا، فقط قلم بود و انديشه!
سلام بر قلم، آن گاه که در دست دانشمندي متعهد، به قيامي عابدانه، لبيک گويد!

اگر مطهري نبود...

نزهت بادي
در سال 58، هنگام روزهاي آغازين انقلاب، ديگر آن حديث متواتر معصوم، به تمامي تعبير شده بود و دين، در ميان تيغ دودم عالمان متهتک و جاهلان متنسک، زخم بر مي داشت . هر چند صبح روشن انقلاب، به شام دو هزار و پانصد ساله طاغوت پايان بخشيده بود و روح آزاده آن بزرگ مرد تاريخي، حضرت روح الله، در کالبد مرده زمان، نفس حيات دميده بود، اما چشمه هاي انديشه، کور بودند و آيينه هاي فطرت را غبارگرفته بود .
بادهاي مسموم تفکرات التقاطي و انحرافي، نهال هاي ايمان را مي شکست و آفت ترس و ترديد، به ريشه نو پاي جوانان چنگ مي زد. اسلام، محجوب ابرهاي سياه جهل و غفلت بود و انقلاب، جولانگاه گرگ هاي گرسنه اي که دندان طمع براي قدرت و سياست تيزکرده بودند .
اگر استاد مطهري نبود، خورشيد اسلام، سرد مي شد و ديگر در آفاق ظلماني مکاتب ايدئولوژي هاي کفر آميز، نشاني از نور دين، در دل هاي طالبان حقيقت باقي نمي ماند . استاد مطهري ستاره اي از منظومه درخشان آن پير فرزانه بود که همچون شهابي، راه خروج از ظلمت به سوي نور را بر جويندگان آزاد انديش گشود.

از نور، جز نور زاييده نمي شود

از نور جز نور زاييده نمي شود. نور حکمت استاد مطهري، همچون صاعقه اي ناگهاني، خرمن جهان بيني دشمنان اسلام و انقلاب را به آتش کشاند و داعيه داران مکاتب غرب زده، همچون عقرب هاي گرفتار در آتش، به نيش زهر آلود دشمني خويش، از پاي در آمدند. آن کس که تفاوت نور و ظلمت را مي شناسد، مي داند که در آن خفقان و انجماد فکري و فرهنگي آغازين انقلاب که نسل جوان، ميان هزاران حزب و فرقه سرگردان بود، «نورانيت فکري» و «عمق دانش» و «طهارت روح» مطهري، سبب ساز جريان انديشمندي شد که به شکوفايي و آزاد انديشي جان هاي تشنه انجاميد.
خدمتي که استاد به انقلاب اسلامي کرد، ريشه در قيام حسيني عليه السلام دارد که اگر نهضت کربلا نبود، دين محمدي صلي الله عليه و آله ، در هجوم تحريفات و انحرافات و بدعت هاي طاغوتيان، تکه تکه مي شد. خون استاد مطهري ، حيات انقلاب اسلامي را تثبيت کرد و پايداري و ثبات حکومت ديني را تضمين.

چراغ راه انديشمندان بي چراغ

شهادت، از نور مطهري نکاست، بکه بر تلالؤ و درخشش آن، جلوه بيشتري بخشيد؛ آن چنان که سال ها مي گذرد، نسل ها تغيير مي کند، اما هنوز کتاب هاي او، تجديد چاپ مي شود . تفکرات او، راه گشاي انديشمندان بي چراغ است.
هنوز نديده ام عالم متفکر و آزاده اي که آن روح آسماني، او را پاره تن خويش بنامد و آثار زرينش را بي هيچ کم و کاستي، انسان ساز، گران قدر و ارزشمند بداند.
خداوند، روح استاد مطهري را قرين حضرت ابا عبد الله عليه السلام فرمايد که در رگ هاي منجمد و يخ زده دين، در ميان جوانان صدر انقلاب، خون تازهاي دميد.

پي نوشت :

1. عناوين برخي آثار و نوشتارهاي استاد، در گيومه (برجسته نما) آمده است.
2. ر.ک: مطهري، مطهر انديشه ها، ج 1، ص 19. (با تلخيص و تصرف بسيار)
3. دکتر حداد عادل؛ به نقل از: پيام انقلاب، سال شانزدهم، ش 337، ص 10.
4. مقام معظم رهبري، مأخذ پيشين، ص 9.
5. عناوين آثاري از استاد مطهري رحمه الله.
6. همان .
7. از: پيام حضرت امام خميني رحمه الله به مناسبت دومين سالگرد شهادت استاد رحمه الله .

منبع:ماهنامه ي اشارات شماره ي 96

پرسش و پاسخ (1)


پرسش و پاسخ پیرامون حجاب

 

انسان به چیزى حرص مى‏ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به­سوى آن تحریک شود؛ به اصطلاح تمناى چیزى را در وجود شخصى بیدار کنند و آن ­گاه او را ممنوع سازند. اما اگر امرى اصلاً عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و وَلَع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود.

بحث حجاب و رعایت پوشش الهی، مورد هجمه­ی  زیادی واقع شده است. از آن جایی که معمولاً همه­ی شبهه­های مسئله­ی حجاب، هماهنگی مفهومی و خواستگاه مشترکی دارند، لذا عیار باز­شناسی معارف حق از باطل ضرورت دارد و در این بخش به طرح کلی این شبهات و تردیدها پرداخته، با نگاهی به آموزه­های دینی، سعی می­کنیم پاسخ­های مناسبی ارائه دهیم. یادمان باشد:  امروزه بیشتر انگیزه­های مخالف حجاب، از عدم تسلط بر مفاهیم دینی بوده، نه این که از عدم پذیرش باشد.
 
اشکال:
 رعایت حجاب، مرد را بیشتر کنجکاو و تحریک می­کند. از قدیم گفته­اند: « الانسانُ حریصٌ علی مامُنعِ؛ انسان نسبت به آن چه از آن منع شود، طمع می­ورزد.»
 
پاسخ:
یکم:
این­که مى‏گویند: «الْانْسانُ حَریصٌ عَلى‏ ما مُنعَ مِنْهُ» مطلب صحیحى است ولى نیازمند به توضیح است. انسان به چیزى حرص مى‏ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به­سوى آن تحریک شود؛ به اصطلاح تمناى چیزى را در وجود شخصى بیدار کنند و آن ­گاه او را ممنوع سازند. اما اگر امرى اصلاً عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و وَلَع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود.1     
 
دوم: حجاب اگر همان­گونه که خواسته­ی اسلام است، رعایت شود، موجب حریص شدن مردان و نامحرمان نمی­شود. فردی که از مقابل خانه­ای می­گذرد، فقط هنگامی برای نگاه مخفیانه - و به اصطلاح سَرَک کشیدن به درون آن - وسوسه می­شود که درِ آن خانه، باز و چیزی از درون آن پیدا باشد که توجه او را به خود جلب کند؛ در این صورت برای دیدن تحریک می­شود ولی اگر درِ خانه بسته باشد، دیگر عامل تحریک­کننده­ای برای دیدن وجود نخواهد داشت. زن هم اگر پوشش الهی را رعایت کند و رفتارهایش نیز چنان باشد که باعث طمعِ هوس­بازان نشود، دیگر چیزی توجه مرد را جلب نخواهد کرد تا برای دیدن آن به حرص و وَلَع بیفتد.2            
         
سوم: به فرض اگر پذیرفتیم که واقعیت پوشش، حریص­تر شدن انسان در مقابل ممنوعات است، آیا عقل و شرع اجازه می­دهد که انسان در مقابل هر واقعیتی تسلیم شود؟ باید پذیرفت که پاسخ به همه­ی این درخواست­ها ممکن نیست. بنابراین مردان باید از چشم و سرچشمه­ی رعایت نگاه کنند و زنان نیز این ارتباط دو طرفه را کامل و در مقابل پاکی نگاه مردان، پوشش الهی را رعایت کنند.
 
چهارم: رعایت پوشش الهی از سوی بانوان در جامعه، موجب کاهش غریزه­ی ­جنسی در جامعه و هدایت آن به کانون خانواده و پیمان زناشویی می­شود.
 
پنجم: اسلام ازدواج را به­عنوان بهترین، زیباترین و جامع­ترین راه تأمین نیازهای جنسی، عاطفی و اساساً برای تکامل و تعالی انسان­ها پیشنهاد می­کند. اساساً ازدواج آرزوی شیرینی است که از محدودیت­های موقتی، پرده بر­می­دارد.
 
1.      مرتضی مطهری، مجموعه­ آثار، ج19، ص461.
2.      بخش فرهنگی دفتر حضرت آیت­ الله فاضل لنکرانی(ره)، پرسمان حجاب­شناسی، ص69.

برخی از نوشته های استاد

«از نظر روان‌شناسی مذهبی، یکی از موجبات عقبگرد مذهبی این است که اولیای مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی، تضاد برقرار کنند، مخصوصا هنگامی که آن نیاز در سطح افکارعمومی ظاهر شود. درست در مرحله‌ای که استبدادها و اختناق‌ها در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه این اندیشه بودند که حق حاکمیت از آن مردم است؛ کلیسا یا طرفداران کلیسا یا با اتکا به افکار کلیسا، این فکر عرضه شد که مردم در زمینه حکومت، فقط تکلیف و وظیفه دارند نه حق. همین کافی بود که تشنگان آزادی و دموکراسی و حکومت را بر ضد کلیسا، بلکه بر ضد دین و خدا به‌طور کلی برانگیزد... در این فلسفه‌ها مسوولیت در مقابل خداوند موجب سلب مسوولیت در مقابل مردم فرض شده‌است. مکلف بودن در برابر خداوند کافی دانسته شده‌است برای اینکه مردم هیچ حقی نداشته باشند... عدالت همان باشد که حکمران انجام می‌دهد و ظلم برای او مفهوم و معنی نداشته باشد، به عبارت دیگر، حق‌الله موجب سقوط حق‌الناس فرض شده‌ است.»

  • منبع: مرتضی مطهری، سیری در نهج‌البلاغه، ص۱۲۳

«از نظر فلسفه اجتماعی نه‌تنها اعتقاد به خدا پذیرش حکومت مطلقه افراد نیست و حاکم در مقابل مردم مسوولیت دارد، بلکه از نظر این فلسفه، تنها اعتقاد به خداست که حاکم را در مقابل اجتماع مسوول می‌سازد و افراد را ذی‌حق می‌کند و استیفای حقوق را یک وظیفه لازم شرعی معرفی می‌کند... در نوشته‌های خود تصریح کرده‌ام که... هر مقام غیر معصومی که در وضع غیرقابل ا نتقاد قرار گیرد هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام.»

  • منبع: مرتضی مطهری، اندیشه سیاسی آیت‌الله مطهری، ص‌ ۱۸۹

 

«تصور مردم از ولایت فقیه این نبوده و نیست که فقها حکومت کنند واداره مملکت را بدست گیرند... این مفهوم اختصاص به جهان تسنن دارد. در شیعه هیچ‌گاه چنین مفهومی وجود نداشته‌است.»

  • منبع: کتاب «پیرامون انقلاب اسلامی»، مرتضی مطهری، دفتر انتشارات اسلامی.

«روحانیت نه باید به طور مجموعه و دستگاه روحانیت وابسته به دولت شود و نه افرادی از روحانیون بیایند پست‌های دولتی را به جای دیگران اشغال کنند، بلکه روحانیت باید همان پست خودش را که ارشاد و هدایت و نظارت و مبارزه با انحرافات حکومت‌ها و دولت‌ها است حفظ کند.»

  • منبع: پیرامون جمهوری اسلامی، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، ص ۲۶.

گزیده ای از سخنان استاد شهید مطهری


مکتب واقع بين و واقع گراي اسلام ، اقتصاد را زيربنا نمي داند اما نقش اساسي آن را نيز ناديده نمي گيرد .
( ده گفتار / ص 309)
شعر فارسي و نثر فارسي در طول دوازده قرن، از مضامين قرآن و حديث به شدت متأثر بوده است اغلب مضامين عالي عرفاني و موعظه اي فارسي ، تحت تأثير قرآن و سنت راه تعالي را طي کرده است .
(مجموعه آثار ، ج 14 / ص 581)
ادامه نوشته

اندیشه های استاد مطهری؛ سنگ بنای تحول در نظام تربیتی

یکی از عوامل مؤثر بر تحولات اساسی در تعلیم و تربیت در قرن حاضر، تأثیر اندیشه های متفکران و مربیان بزرگ و فرآیندهای تربیتی است. اندیشمندان مسلمان در پرتو تعالیم انسان ساز اسلام به موضوع انسان و کمال و سعادت او و راه های وصول به کمال، بسیار پرداخته اند و نظامهایی فکری را برای پاسخگویی به سؤالهای مربوط به انسان و تربیت او بنا کرده اند. شهید آیة ا... مرتضی مطهری از دانشمندان معاصری است که یادش همواره جاودانه است. 

ادامه نوشته

شهید مطهری در آینه خاطرات (قسمت سوم)

.مرگ در راه دفاع از اسلام

گروه فرقان، از قبل پیروزی انقلاب اسلامی فعالیّت داشت و به دلیل دیدگاه‏های انحرافی و تند، از همان ابتدا با افکار و شیوه مبارزات و فعالیت‏های استاد مطهری مخالف بود؛ چرا که استاد مطهری، متوجه اشتباهات و انحرافات فکری و اعتقادی این گروه شده بود و به مناسبت‏های مختلف، این اشتباهات رامتذکر شده، مورد نقد و انتقاد قرار می‏داد. در این راستا مقدمه مفصلی بر کتاب علل گرایش به مادیگری نوشت و در آن، به صورت مستدل، عقاید این گروه را به نقد کشید. به دنبال نشر این اثر، گروه فرقان احساس خطر کرد و عوامل این گروه به طور مستقیم به استاد مطهری پیام فرستادند که اگر بخواهید این روش را ادامه بدهید، گروه فرقان شدّت عمل به خرج خواهد داد. بعد هم این گروه اعلامیه‏ای صادر و اعلام کرد هر کس در مسیر افکار ما قرار گیرد، به طریق انقلابی پاسخ او را می‏دهیم. وقتی دوستان استاد مطهری موضوع را با ایشان در میان می‏گذارند، وی با شجاعت و شهامت کامل می‏گوید: «می‏دانید چیست؟ اگر قرار باشد که انسان از دنیا برود، چه بهتر که در راه اصلاح عقاید و دفاع از اسلام باشد و من در این راه، کوچک‏ترین تردیدی ندارم».

ادامه نوشته

آرشیو مستند و کلیپ زندگی شهید مطهری

برای دیدن آرشیو فیلم ها به روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته

شهید مطهری در آینه خاطرات (قسمت دوم)

.سعه صدر استاد مطهری

شهید مطهری به منظور انجام وظیفه و ترویج دین و معارف اسلامی، بسیاری از سختی و ناگواری‏ها را تحمّل می‏کرد، گرچه به ظاهر حضور در بعضی مراکز و مجالس، زیبنده ایشان نبود. شاگرد ایشان، دکتر سیدمحمدباقر حجتی در این‏باره خاطره را بدین صورت بیان می‏کند: «در خصوص سعه صدر ایشان، بنده خودم یادم هست که در سال 53 و 54 و یا هم شاید50، ازمن دعوت کرده بودند برای تدریس در دانشکده حقوق دانشگاه ملّی. بنده به دلیل محیطی که در آن‏جا حاکم بود، نمی‏خواستم تدریس در آن‏جا را بپذیرم و مدتی فکر می‏کردم که آیا از نظر شرعی صلاح است برای تدریس به آن‏جا بروم یا نه. با ایشان مشورت کردم، ایشان فرمودند: برای چه به آن‏جا نمی‏روی تدریس کنی؟ بنده عرض کردم: به دلیل این که من خودم را در خور آن محیط نمی‏دانم و آن محیط را نیز مناسب خودم نمی‏بینم. ایشان گفت: من که استاد شما هستم، در آن جلساتی که در آن‏جا و یا دانشکده‏های دیگر تشکیل می‏شود شرکت می‏کنم، برای این که ما با این جوانان فاصله برقرار نکنیم و این فاصله‏ای که ما با جوانان برقرار کرده‏ایم، دین را به این روز نشانده است که حتی در حاشیه زندگی هم نیست و من که استاد تو هستم و شما من را می‏شناسید، برای خاطر دین، در حد خودم در تمام دعوت‏هایی که می‏کنند، شرکت می‏کنم و وظیفه دینی خودم را انجام می‏دهم. تو موظّفی که برای تدریس به آن‏جا بروی».

ادامه نوشته

عارفانه هایی برای استاد مطهری

داستان‏ها ز راستان گفتى 
دکتر مظاهر مصفا

پشت اگر از غمت دو تا نکنم 
چون توانم؟ بگوى تا نکنم 
پیرهن روز ماتم تو به تن 
چه کنم من، اگر قبا نکنم؟ 
ماجرایت مرا کُشد که نکند 
من اگر شرحِ ماجرا نکنم 
سوگوارِ غمت چرا نشوم؟ 
قصّه ماتمت چرا نکنم؟ 
در عزایت چرا نگریم زار؟ 
از برایت چرا رَثا نکنم؟ 
شُکر شاگردیت نگویم باز 
حقّ استادیَت ادا نکنم ؟ 
شیون از درد مصطفى نزنم 
ناله در مرگ مرتضى نکنم 
چه کنم اى مطهّرى؟ چه کنم؟ 
گر به سوگ تو گریه‏ها نکنم؟ 
ریخت از چشم مرد حق خوناب 
خاست فریاد مسجد و محراب 
جنت کردگار جاى تو باد ! 
سِدرَة المُنتَهى سراى تو باد ! 
حَسبىَ اللّه گفته‏اى همه عمر 
هم حساب تو با خداى تو باد ! 
کرد دستت گره‏گشایى خلق 
دست ایزد گره‏گشاى تو باد ! 
پاى مردتو درسراى دگر 
سیرت پاک مصطفاى تو باد ! 
چون همه راه مصطفى رفتى 
صحبت مصطفى جزاى تو باد! 
پاسدار خلوص و صدق و صفات 
خلفِ صدق مجتباى تو باد ! 
اى شهید رهِ خدا و رسول 
در رهِ حق شهادتت مقبول !

 


 

ادامه نوشته

شعري درباره استاد مطهّري..

  زندگیت مرتضی و روح توست مطهّر

یاد تو زنده است و نام توست معطّر

ای سخنت دلنشین و لحن تو شیرین

قند بیانت چو شهد ،اگر چه مکرّر

خامهء تو رهگشای وادی توحید

کلک تو روشنگر پیام پیمبر

باتوبه کنجی خزیده هرچه منافق

بی تو شده گرم، جان افعی واژدر

ای به قلم ،یکه تاز معرکه ی حق

یک تنه با خصم بی شمار، برابر

تشنگی عقل را تو چشمه ی زمزم

روح عطشناک را عطیّه ی کوثر

ای تو برای همه مربی و استاد

ای ز امام عزیز،پاره ی پیکر

خون تو موجی بیافرید خروشان

میهن مارا فراگرفت ،سراسر

زنده شد از خون تو شریعت اسلام

نهضت ایران گرفت رونق دیگر

کشته حق گشتی و شهید شرافت

تا که رسیدی به آن مقام مقدّر

خانه ی ایمان به نام توست مصفّا

خاطرها،در غیاب توست مکدّر

(جواد محدّثی)

فقید فضل و فضیلت

فقید فضل و فضیلت

امیر، هاى امیر اى اسیر غربت خاک 
به هوش باش که یاران همسفر رفتند 
اگر دو روزى از اَحباب، بى خبر ماندى 
خبر رسید که رفتند و بى خبر رفتند 
به هر کجا که نظر کردى از یمین و یسار 
نظر به کار نیامد، چو از نظر رفتند 
نگاه سیر و نگاه نکرده یک سان بود 
چو از سراچه چشم تو دورتر رفتند 
بدان گروه که هم گام یکدگر بودند 
مگر چه رفت که پنهان ز یکدگر رفتند! 
نداى «اِرجِعى» از موطن الهى خویش 
به گوش هوش شنیدند و بر اثر رفتند 
زبس که تند سپردند شب وادى خاک 
به پا و سر نه، که گویى به بال و پر رفتند 
نهالِ آرزو و نخل عمرشان به مراد 
همین که شاخه برآورد در ثمر رفتند 
به در نیامده بودند، گوییا زدرى 
همین قدر که از این خاکدان به در رفتند 
نرفته‏اند به راهى که ره توانى برد 
اگر چه گامى از این راه پر خطر رفتند 
به دیده؛ آمد و رفتى چو اشک لرزان بود 
جز این نبود، اگر آمدند، اگر رفتند 
به هر کجا گذرى، بام و در تو را گوید 
که رفتگان - همه - چون گرد از این گذر رفتند 
اگر غریب جهانى، غریب مرگ نه‏اى 
از آن که کمتر ماندند و پیش‏تر رفتند 
به خون خویش مطهّر، مطهّران جهان 
ز شبنم سحرى - نیز - پاک‏تر رفتند

 

تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری

اشاره
دین طبق نخستین آیات نازل شده بر پیامبر(ص)بر دو عنصر بنیادین تعلیم و تربیت،یعنی کسب علم و دانش(علم بالقلم) از یک سو،و تعالی روح و کمال انسانی(علم الانسان ما لم یعلم)از سوی دیگر تأکید می کند.از دریچه همین تأکید است که می توان اولا به این ادعا که قرآن یک کتاب تربیتی است استدلال کرد،ثانیا بر اهداف و آرمانهای عام و کلی نظام تربیت اسلامی وقوف یافت.
تمام روشهای تربیتی در اسلام در حقیقت حاکی از پیوند انسان و رب است و همه فرع و شعبه های تربیت از این پیوند و کیفیت آن منشاء می گیرد.

ادامه نوشته

شهید مطهری در آینه خاطرات (قسمت اول)

.مطهری، شاگرد اوّل فلسفه

حضرت آیت‏اللّه‏ جوادی آملی، درباره امتحان مرحوم شهید مطهری در دانشگاه تهران می‏گوید: «وقتی ایشان از قم به تهران آمدند، در اوّلین دوره امتحانات مدرّسی معقول و منقول شرکت کردند. پس از آن، وقتی ایشان از تهران به قم آمدند،.... [برای ما] تعریف کردند که در جلسه امتحان، ممتحنین [برخی] مسایل فلسفی را از من پرسیدند و بعد هیأت ممتحنه به اتفاق گفتند که چه کنیم نمره‏ای بالاتر از بیست نیست و اگر نمره‏ای بالاتر از بیست بود، به شما می‏دادیم. استاد مطهری به اعتراف هیأت ممتحنه، در رشته معقول و فلسفه شاگرد اوّل شدند و نمره بیست گرفتند».

.علاقه به نشر معارف اسلامی

دکتر سیّدمحمد باقرحجتی، درباره علاقه و اهتمام شهید مطهری به آموزش علوم اسلامی و ترویج معارف اهل بیت علیهم‏السلام چنین می‏گوید: «تنها استادی که در مدرسه مروی سراغ داشتم که قبل از اذان صبح به مدرسه می‏آمد و نماز صبح را در مدرسه می‏خواند، ایشان بودند. قبل از اذان ازمنزل راه می‏افتاد و نماز را در مدرسه می‏خواند. یک استکان چای می‏خورد و درسش را شروع می‏کرد و این درس همین‏طور ادامه داشت، شاید تا ساعت هشت یانه. علاقه ایشان به نشر علم و اندیشه اسلامی، از همین جا ثابت می‏شود که ایشان بدون این‏که چشم‏داشتی به مزد و یا اجرت در این زمینه داشته باشند، با این که منبع معاش نداشتند و در رده طلاب یک حقوق ماهیانه دریافت می‏کردند ـ نه در رده مدرسین ـ ، این چنین به تدریس عشق می‏ورزیدند. من استادی که این همه علاقه و عشق به ترویج فرهنگ اسلامی و اندیشه اسلامی داشته باشد، ندیده‏ام».

 

هدایت موجودات دلیل بر وجود خداوند2

راه هدایت موجودات 2

بحث ما درباره اصل هدایت بود که این اصل در قرآن مجید - و شاید هم برای اولین بار در قرآن مجید - به عنوان یک دلیل مستقل از اصل «اتقان صنع » دلیل بر خداشناسی گرفته شده است، و حتی بعد از قرآن مجید هم آن اندازه ای که شایسته بوده است، مورد توجه قرار نگرفته است ولی تدریجادر اثر پیشرفتهای فکری و علمی معلوم می شود که این خود یک اصل مستقلی است.این مطلب را خیلی شایسته تحقیق و بحث می دانیم.

 

ادامه نوشته

هدایت موجودات دلیل بر وجود خداوند1

مقدمه: هدایت موجودات یکی از راههای خداشناسی است که در قرآن مجید مورد توجه قرار گرفته است. در مقاله حاضر استاد شهید مطهری(ره) مفصلا به این برهان پرداخته و اثبات نموده است که اصل هدایت غیر از اصل انتظام و اصل خلقت است. ایشان مواردی از هدایت موجودات در جمادات، در گیاهان و در حیوانات و در انسانها را تبیین نموده است.

ادامه نوشته

اندیشه های استاد مطهری؛ سنگ بنای تحول در نظام تربیتی

یکی از عوامل مؤثر بر تحولات اساسی در تعلیم و تربیت در قرن حاضر، تأثیر اندیشه های متفکران و مربیان بزرگ و فرآیندهای تربیتی است. اندیشمندان مسلمان در پرتو تعالیم انسان ساز اسلام به موضوع انسان و کمال و سعادت او و راه های وصول به کمال، بسیار پرداخته اند و نظامهایی فکری را برای پاسخگویی به سؤالهای مربوط به انسان و تربیت او بنا کرده اند. شهید آیة ا... مرتضی مطهری از دانشمندان معاصری است که یادش همواره جاودانه است.

ادامه نوشته

240 اصل خانوادگی در اندیشه ی مطهر (مولف : شیخ عبد الحمید برازجانی)

این کتاب دارای شش موضوع بوده که ما آنها رادر این وبلاگ مطرح خواهیم کرد.

هر موضوع دارای چهل اصل می باشد که ماهر هفته یک اصل از هر موضوع را در اختیار شما قرار خوهیم داد.

ادامه نوشته

کتاب های استاد

عنوان
اخلاق جنسی
استاد مطهری و روشنفکران
اسلام و مقتضیات زمان ۱
سلام و مقتضیات زمان۲
آشنایی با علوم اسلامی ۱
آشنایی با علوم اسلامی ۲
آشنایی با علوم اسلامی ۳
آشنایی با قرآن ۳
آشنایی با قرآن ۴
آشنایی با قرآن ۵
آشنایی با قرآن ۶
آشنایی با قرآن ۷
آشنایی با قرآن ۸
اصول فلسفه و روش رئالیسم ۱
امامت و رهبری
امدادهای غیبی در زندگی بشر
انسان در قرآن
انسان کامل
انسان و ایمان
انسان و سرنوشت
بیست گفتار
پاسخهای استاد به نقدهای کتاب مساله حجاب
پیامبر امی
پیرامون انقلاب اسلامی
پیرامون جمهوری اسلامی
تعلیم و تربیت در اسلام
تکامل اجتماعی انسان
توحید
جاذبه و دافعه علی
جامعه و تاریخ
جهاد
جهان بینی توحیدی
حرکت و زمان در فلسفه اسلامی ۱
حرکت و زمان در فلسفه اسلامی ۲
حق و باطل
حکمتها و اندرزها
حماسه حسینی ۱
حماسه حسینی ۲
حماسه حسینی ۳
خاتمیت
ختم نبوت
خدمات متقابل اسلام و ایران
داستان راستان ۱
داستان راستان ۲
درسهای الهیات شفا۱
درسهای الهیات شفا۲
ده گفتار
زندگی جاوید یا حیات اخروی
سیری در سیره ائمه اطهار
سیری در سیره نبوی
سیری در نهج البلاغه
شرح منظومه ۱
شرح منظومه ۲
شش مقاله (جهان بینی الهی و جهان بینی مادی)
عدل الهی
علل گرایش به مادیگری
فطرت
فلسفه اخلاق
فلسفه تاریخ ۱
فلسفه تاریخ ۲
قیام و انقلاب مهدی
گفتارهای معنوی
مساله حجاب
مساله ربا
مساله شناخت
معاد
مقالات فلسفی ۱
نبوت
نظام حقوق زن در اسلام
نظری به نظام اقتصادی اسلام
نقدی بر مارکسیسم
نهضت های اسلام صد ساله اخیر
وحی و نبوت
ولا ها و ولایتها

 

دریافتی از رهنمودهای رهبری پیرامون آثار استاد شهید مدتضی مطهری

پنج مأموریت دانشجویی برای مطالعه و ارائه‌ آثار شهید مطهری

 

ادامه نوشته

چرا آثار شهید مطهری(ره) را بخوانیم

برای این که نردبان اندیشه خود را در جاى محكمى قرار دهيم ، بهترين زير بناى فكرى آن است كه مقام معظم رهبرى (دام ظلّه الوارف) در مورد آن فرموده‏اند: آن چيزى كه ما مى‏توانيم بگوييم اين است كه: «مبناى فكرى انقلاب» تفكّرات شهيد مطهرى است و لا غير...

 

ادامه نوشته

شهید مطهری و آموزه ­های عرفانی

ضرورت و اهمیت بحث

اول. آثار شهید مطهّری شهرت همگانی و بین­المللی یافته و نه تنها همۀ طبقات و با هر سن و پایۀ علمی به آسانی می­توانند از بیشتر آن­ها استفاده کنند، بلکه بنابر برخی اخبار و گفته­ها، چه بسا افراد غیر مسلمان در کشورهای خارج با خواندن کتاب­های او به دین اسلام گرویده­اند. این تأثیر ژرف و اقبال عمومی نشانگر اهمیت آن آثار است، بخصوص آنکه حکیم، فقیه و اسلام­شناس بزرگ، امام خمینی قدس سرّه ، نیز دربارۀ آن فرمود: «آثار قلم و زبان او بی­استثنا آموزنده و روان­بخش است و مواعظ و نصایح او، که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت می­گرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرحز است.»[1]

دوم. اندیشۀ شهید مطهرّی بیشتر در حوزۀ فلسفی و دین­شناسی معروف است. پس دربارۀ گرایش­ها و نگرش­های عرفانی شهید مطهرّی، جا دارد این پرسش­ها مطرح شوند:

آیا شهید مطهرّی، دربارۀ داده­های عرفانی نیز سخن گفته است؟ آیا نظر شهید مطهرّی نسبت به آموزه­های عرفانی مثبت بوده است؟

آیا شهید مطهرّی ریشه­های عرفانی را در حوزۀ فرهنگ اسلامی جست­وجو کرده و یا آن را یک پدیدۀ وارداتی تلقی کرده است؟

آیا شهید مطهّری همانند بسیاری از علمای دیگر، رهاورد شهودی اهل معرفت را با دیدۀ مهر نگریسته و پذیرفته و یا آزادانه ارزیابی کرده است؟

برای پاسخ به این گونه سؤالات، به نظر می­رسد که طرحی تحت عنوان «شهید مطهرّی و آموزه­های عرفانی» ضرورتی انکارناپذیر خواهد داشت تا از این رهگذر، سیری هرچند کوتاه و اجمالی در گرایش­ها و نگرش­های آن دانشمند بزرگ صورت گیرد، بخصوص آنکه ظاهرا پژوهشی در آثار ایشان از این منظر تاکنون صورت نگرفته است.

 

ادامه نوشته

سال شمارزندگی استاد

سال شمار کامل زندگی

سال شمار  کامل زندگیاستاد مطهری از سال 1298 تا1358

در این نوشتار، با سیری کوتاه در زندگانی و مبارزات سیاسی ــ فرهنگی آیت‌الله شهید مطهری، با فرازهایی مهم از فعالیت ها و مبارزات ایشان آشنا خواهیم شد.

 

 

ادامه نوشته

کلام استاد

برای شنیدن کلام استاد بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته